نیمه ماه مارس 2011
"نیمه ماه مارس" عنوان آخرین فیلم ساخته "جرج کلونی" فیلمساز آمریکایی است که داستان افراد دست اندرکار ستاد تبلیغاتی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بوده و گفتگوهای ابتدای فیلم نمایانگر روابط حرفه ای افراد در این ستاد انتخاباتی است.
شخصیت اصلی فیلم "استیفن می یرز" (بابازی "رایان گاسلینگ") در ابتدا میکروفون های یک سالن عمومی را برای سخنرانی فرماندار "مایک موریس" امتحان می کند. فرماندار "مایک موریس" (بابازی جرج کلونی") کاندید حذب دموکرات برای انتخابات ریاست جمهوری است که دقایقی بعد نطق تاثیرگذاری برای حاضرین در سالن ارائه می کند. از جمله سخنان عامه پسند او برای حاضرین اینست که: او به هیچ دین و آیینی به جز قانون اساسی کشور آمریکا اعتقاد ندارد.
دختر جوانی به نام "مولی استیرنز" (بابازی: ایوان ریچل وود) کارآموز ستاد انتخاباتی طی مکالمه ای کوتاه با "استیفن می یرز" وارد ارتباطی عاطفی شده و خیلی زود ارتباط آن ها وارد مرحله جنسی می گردد. سپس بعد از دومین ارتباط جنسی آن ها با یکدیگر، تماس تلفنی مشکوک با تلفن همراه دختر جوان در نیمه های شب، موجب می شود تا "استیفن می یرز" پی به ارتباط جنسی فرماندار با "مولی" ببرد و "مولی" همان شب اعتراف می کند که در نتیجه این رابطه، او از فرماندار موریس باردار شده و بدلیل کاتولیک بودن پدرش و تعصب مذهبی آن ها در رابطه با موضوع حاملگی و سقط جنین، قرار بوده تا مبلغ ۹۰۰ دلار از فرماندار موریس بابت انجام سقط جنین قرض بگیرد !
از سوی دیگر مسوول ستاد انتخاباتی حذب رقیب (جمهوریخواه) "تام دافی" (بابازی "پال گیاماتی") طی تماس تلفنی از استیفن می خواهد تا برای کار مهمی با او دیداری داشته باشد و در جریان این دیدار مشکوک از او می خواهد تا با آن ها همکاری کند! این در حالیست که گویا بر اساس قانونی نانوشته ارتباط اعضاء ستاد انتخاباتی حذب با اعضاء حذب رقیب بدون اجازه و اطلاع مقام مافوق شان ممنوع بوده و نشانه خیانت به حذب خودی محسوب می شود.
استیفن فردای آنروز تصمیم می گیرد تا موضوع ارتباطش با "تام دافی" را برای مقام ارشدش "پال زارا" (بابازی "فیلیپ سیمور هافمن") فاش کند که در نتیجه با واکنش تند و غیر منتظره پال مواجه می شود. "پال" نیز در کمال ناباوری خیلی زود این موضوع را برای مطبوعات و همکار خبرنگارشان "آیدا هورویکز" (بابازی"ماریسا تومی") فاش می کند. بدین ترتیب با آگاهی یافتن "پال" از این ماجرا و برکنار شدن "استیفن" از شغلی که داشته، "استیفن" تصمیم می گیرد تا برای حذب رقیب کار کند و با رفتن به ستاد انتخاباتی رقیب و ملاقات دوباره با "تام دافی" که در ابتدای ماجرا به او پیشنهاد همکاری داده، این پیشنهاد را قبول کند. این درحالیست که "تام دافی" طی گفتگویی جالب از پذیرفتن همکاری او سرباز می زند و درنهایت برایش فاش می سازد که کل جریان این پیشنهاد جز فریبی برای برکنار شدن او از شغلی که داشته و موفقیت هایی که برای حذب خودش کسب کرده، نبوده است !
بدین ترتیب احتمال می رود "استیفن" که از همکاری با هردو حذب محروم شده، برای انتقام از همکاران و رقبایش جریان ارتباط جنسی دختر جوان "مولی" با فرماندار "مایک موریس" را برای مطبوعات فاش کند! در نتیجه "مولی" دختر جوان کارآموز نیز در اثر وحشت از وقوع این احتمال دست به خودکشی می زند !
پس از این ماجرا، گفتگوی محرمانه استیفن با فرماندار موریس به منظور معامله بر سر فاش نساختن این رابطه برای مطبوعات در ازای بدست آوردن شغل از دست رفته "استیفن" از اهمیت خاصی برخوردار است به ویژه زمانی که استیفن جمله بامفهوم و قابل تاملی به فرماندار موریس می گوید که: "تو به عنوان یک رییس جمهور می توانی دروغ بگویی، فریب دهی و یا کشور را به ورطه جنگ و ورشکستگی اقتصادی بکشانی، اما هیچگاه نباید با دختر جوان زیردستت ارتباط جنسی برقرار کنی !"