عجیب تر از خیالی ( 2006 )
لم "عجیب تر از خیالی" ساخته دیگری از "مارک فورستر" ( کارگردان بادبادک باز) است . فیلم درباره زندگی روزمره مامور مالیات جوانی به نام "هارولد کریک" است که در جریان زندگی روزمره و همیشگی خود با راوی داستان زندگی اش که صدای یک زن است در گیر می شود. صدای زن از ابتدا داستان زندگی هارولد را برای بینندگان توصیف می کند و هارولد ( ویل فرل ) که صدای زن را به صورت زمزمه های درونی در ذهن خودش می شنود به منظور کشف هویت این راوی درونی به روانشناس مراجعه می کند. روانشناس تشخیص بیماری "اسکیزوفرنی" را برای او می دهد اما برای شناخت بیشتر نسبت به هویت این داستانگوی درونی او را به یک متخصص ادبیات به نام پروفسور جولز هیلبرت ( داستین هافمن ) معرفی می کند. پروفسور ادبیات به منظور کشف این راوی درونی و در عین حال کشف رمز نوع داستان زندگی و سرنوشت هارولد از داستانهای ادبی کمک می گیرد تا ببیند این داستان به تراژدی نزدیک تر است یا کمدی. هارولد در جریان بازرسی های اداره مالیات خود با زن جوان و زیبایی به نام "آنا پاسکال" ( مگی گیلن هال ) آشنا می شود تا زندگی او را از روزمرگی و کسالت خارج سازد. از طرفی فیلم در موازات روایت زندگی هارولد قسمت هایی از زندگی راوی ماجرا که خانم نویسنده ای به نام "کارن ایفل" ( اما تامپسون) است را به ما معرفی می کند که به همراه دستیارش سخت مشغول نگارش آخرین کتاب خود است. هارولد ضمن جستجو های عصبی خود برای کشف هویت اصلی این راوی درونی که اکنون دیگر ما به ازای بیرونی هم پیدا کرده به طور اتفاقی با صدای این زن برخورد کرده و او را از طریق ناشر آثارش پیدا می کند. نویسنده رمان که در پایان اثر جدیدش می خواهد زندگی هارولد را با مرگ او به خاتمه برساند پس از برخورد با قهرمان واقعی داستانش با او مکالمه ای بر قرار می کند تا به کیفیت روح و روان او و همچنین پایان قصه خود بیشتر و بهتر پی ببرد. داستان فیلم بسیار جالب و خلاقانه طراحی شده و تا حدودی فارغ از کلیشه های همیشگی سینمای هالیوود به روایت داستانی جالب و حیرت انگیز و در عین حال آموزنده می پردازد.
جنبه های مالیخولیایی روایت و قصه پردازی پدیده ایست که تا پیش از این در فیلم هایی چون "ماه
تلخ" (رومن پولانسکی ) و قلم پر ها ( فیلیپ کافمن ) شاهد آن بوده ایم . در واقع وجه خود آزارانه و ایجابی پرداختن به روایت زندگی شخصی این بار از طریق قسمت زنانه وجود شخصیت داستان و در قالب مونولوگ های ذهنی انجام می پذیرد که بعدا و در طول ماجرای قصه فیلم با مابه ازای بیرونی آن پیوند خورده و تبدیل به دیالوگ می شود. در واقع زندگی و روایت هرکدام از این افراد تا زمانی که در قالب مونولوگ قرار دارند و صرفا از زاویه دید خودشان به مسائل نگاه می کنند هرگز به کشف و شهود و تکامل دست پیدا نکرده و از رسیدن به نیمه مکمل شان بازمی مانند. شخصیت خانم نویسنده که به وضوح حاوی خصوصیات خودآزارانه و مازوخیستی یک آفریننده هنری است به مانند شخصیت مرد به شکلی بیمارگونه و عصبی به دنبال سرچشمه های ایجاد این روایت می گردد. با این فرق عمده که شخصیت مرد به دنبال "خالق" و راوی قصه زندگی خود و خانم نویسنده به دنبال "خلق" خود اثر هستند. در حالی که هارولد به شدت به دنبال یافتن فردی می گردد که مسبب همه پریشانی های اخیر ذهن او شده اما خانم نویسنده که خود منشا پریشانی خیال است به دنبال سرچشمه های خلق هنری می باشد.
هارولد به منظور کشف حقیقت مربوط به صداهای درون ذهنش به سراغ روانشناس میرود و در نهایت برای مشاوره با یک متخصص ادبیات به دفتر کار وی راهنمایی می شود. او در جستجوی پی بردن به ماهیت تراژیک یا کمیک سرنوشت خود مجبور می شود تا با سوالات عجیب و دور از ذهنی از سوی متخصص ادبیات مواجه شود که احتمالا حاوی جنبه های تاریخی ابتلا به جنون و پریشانی های ذهن هستند. با پدیدار شدن عنصر "مرگ" در طول این قصه ماجرای زندگی او به "تراژدی" و با پدیدار شدن جریان "عشق" زندگی او به مفهوم "کمدی" نزدیک می شود. این در حالیست که اگرچه کمدی و تراژدی دو روی یک سکه را تشکیل می دهند اما درنهایت این عشق است که زندگی هارولد را از روزمرگی و کسالت و در نهایت خود مرگ نجات می بخشد. هرچند پروفسور ادبیات علی رغم تبحر و دانش بسیار در کار خود از کشف آفرینندگان احتمالی روایات مشابه روایت ذهنی هارولد عاجز می ماند و حدسیات او اشتباه از آب در می آیند اما بالاخره خانم نویسنده برای
پی بردن به کیفیت رمان اخیر خود به همین پروفسور ادبیات مراجعه می کند !
با خارج شدن هارولد از روزمرگی و یکنواختی زندگی فردی اش که به واسطه درگیری او با عناصری چون عشق و مرگ صورت پذیرفته او دیگر خود را مجاب به رعایت تمامی قوانین بی دلیل و منظبط فردی از جمله شمارش تمامی عناصر پیرامون خود نمی داند. همچنین نحوه پوشش هارولد با خروج او از روزمرگی کشنده اش تغییر کرده و او از این پس دیگر بدانگونه که می خواهد رفتار می کند و همانطور که راحت است لباس می پوشد.