فیلم "دیوار" آخرین ساخته محمد علی طالبی در جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد.
فیلم "دیوار" داستان دختر جوانی است (گلشیفته فراهانی ) که همراه مادر و برادر جوانش زندگی ساده و در عین حال سختی را می گذرانند. پدر دختر که در یک مرکز تفریحی به موتور سواری بر روی "دیوار مرگ" اشتغال داشته چندی است که فوت شده و برادر دختر جوان به جای او این کار را انجام می دهد. مسئول قسمت تفریحی "دیوار مرگ" مرد میانسالی است ( محمد کاسبی ) که چندان از وضعیت کاری پسر جوان که فرزند دوست قدیمی اوست راضی نمی باشد. تا اینکه بالاخره پسر جوان طی یک حادثه بر روی دیوار مرگ زمین می خورد و به دلیل صدمه دیدگی پا از ادامه کار با موتور در دیوار مرگ باز می ماند. در عوض دختر جوان با احساس مسوولیتی که نسبت به خانواده خودش حس می کند سعی دارد تا دوست قدیمی پدرش را که مسئول این مرکز تفریحی است راضی کند تا او به جای برادرش کار موتور سواری بر روی دیوار مرگ را به منظور تفریح و سرگرمی مردم انجام دهد. مرد میانسال که ابتدا با انجام این کار توسط دختر جوان مخالفت شدیدی دارد با دیدن اشتیاق زیاد مردم که برای تماشای موتورسواری آکروباتیک دختر جوان به آن مرکز تفریحی می آیند کم کم با موتور سواری او بر روی دیوار مرگ موافقت می کند. این در حالیست که برادر دختر که خود دیگر از اجرای این کار عاجز شده به دلیل تعصب مردانه و حسادت پنهان (غیرت ! ) نسبت به موفقیت های خواهرش با خشونت تمام نسبت به ادامه کار خواهر خود مخالفت می ورزد. تا اینکه با پیش آمدن مساله خارج رفتن دختر برای انجام عملیات آکروباتیک او هم دیگر از تعصبات مردانه اش دست کشیده بلکه با اشتیاق دو چندان بیشتر خواهرش را تشویق به ادامه این کار می کند ! وضعیت زندگی این خانواده سه نفری به تدریج بهبود پیدا کرده و آنها می توانند به واسطه موفقیت های روز افزون دختر جوان در کار موتور سواری آکروباتیک به منزل مناسب تر و شیک تری نقل مکان کنند. دوست صمیمی دختر جوان که دانشجوی فلسفه است و علاقه و استعداد وافری نسبت به رشته تحصیلی خود دارد به دلیل تعصبات سنتی و واپس گرایانه پدر خود مجبور به ازدواج با مرد جوانی می شود. او که در صحنه ای به همراه همسرش برای دیدن عملیات آکروباتیک دختر جوان به آن مرکز تفریحی آمده به شکل دردناک و تاسف آوری در کنار همسر جوانش قرار گرفته است. مشاهده این صحنه از سوی دختر جوان و همچنین از سوی بینندگان فیلم
احساس رنج آور و تاسف انگیزی را در خصوص سرکوب استعدادها و آرزوهای دختری جوان به واسطه تعصبات متحجرانه و سنتی پدر او و جامعه اطراف القاء می کند.
با بهتر شدن وضعیت زندگی آنها از تعصبات و مخالفت های اطرافیان بر علیه شغل خطرناک دختر جوان رفته رفته کاسته می شود اما به تدریج و با انعکاس بیشتر موفقیت های او در روزنامه ها و مطبوعات مخالفت های اجتماعی و دولتی بر علیه کار این دختر پدیدار می گردد. مامورین انتظامی به بهانه رعایت نشدن برخی مقررات و شئونات از ادامه کار این مرکز تفریحی جلوگیری به عمل آورده و محل کسب مرد میانسال و دختر جوان را پلمپ می کنند. در ادامه دختر جوان به همراه برادرش می کوشند تا دوباره مجوز فعالیت در آن مکان تفریحی را با انگیزه شناخته شدن بیشتر و در نهایت رفتن به کشورهای خارجی کسب کنند. مدیر یک دفتر هواپیمایی( منوچهر آذری ) که تا پیش از این قول عزیمت آنها به خارج از کشور را داده بود با مخالفت های دولتی ایجاد شده دیگر حاضر به حمایت از کار آن ها نبوده و در پاسخ به آن ها که می خواهند در عوض برادر دختر جوان کار آکروباتیک با موتور را انجام دهد می گوید: در خارج هزاران آکروباتیست مرد کارهای به مراتب بهتری انجام می دهند..." این بدان معنی است که ظاهرا" مساله جنسیت دختر است که به عنوان یک دختر ایرانی جذابیت زیادتری برای خارجیان دارد ! به همین ترتیب خبرنگار جوانی که تا پیش از این از طریق عکس های رنگی بزرگ و مطالب مختلف در روزنامه اش از دختر جوان حمایت می کرده و خود را دوست شفیق دختر جوان معرفی می نموده با مواجه شدن با مخالفت های دولتی با ادامه کار دختر دیگر حاضر به چاپ مطالب مربوط به موتورسواری آکروباتیک و موفقیت های او در این زمینه نیست. دختر جوان به همراه برادرش در ادامه تلاش هایشان به منظور باز گشایی "دیوار مرگ" راهی مرکز انتظامی مربوطه می شوند و در آنجا با جملات جالب و با مفهومی از سوی سربازی آذری مواجه می شوند...![]()
ملاحظه عناصر اولیه در فیلم "دیوار" بیش از هر چیز من را به یاد فیلم "جاده" ساخته فیلمساز فقید ایتالیا "فدریکو فلینی" می اندازد. ارتباط میان زامپانو ( آنتونی کوئین ) با جلسو مینا ( جولیتا ماسینا ) به شیوه جالبی در فیلم دیوار ما بین محمد کاسبی و گلشیفته فراهانی بازسازی شده است. دختر جوان و بیچاره ایکه به دلیل فقر مفرط خانوادگی در فیلم "جاده" به مرد دوره گردی واگذار می شود تا ضمن فراگیری فوت و فن های شعبده بازی بار اقتصادی خانواده خود را تامین کند. او که در ابتدا با مخالفت های سرسختانه مرد دوره گرد مواجه می شود با پیگیری های لجوجانه و حتی معصومانه خود راه پیشرفت در این کار را پیدا کرده و چه بسا جای خودش را در دل مرد دوره گرد کم کم باز می کند. البته مساله رابطه عاطفی و عشق ایجاد شده میان مرد دوره گرد و دختر جوان و حسادت زامپانو به مرد جوانی که در صدد دلربایی از جلسو مینا است چیزیست که در فیلم "دیوار" بدان شکل امکان بروز نداشته بلکه احتمالا" در قالب رابطه دختر جوان با آن خبرنگار و البته روابط عاطفی و گاه لجوجانه دختر با مادرش ( آزیتا حاجیان ) پرداخته شده است. برادر دختر در فیلم "دیوار" که از کار کردن خواهرش در شغلی که به سرگرم کردن مردم می پردازد به شدت دلگیر و ناراحت است بار تعصب و حسادتی را که آنتونی کوئین در نقش زامپانو در فیلم "جاده" به تنهایی بر دوش می کشید را بر عهده دارد. مادر دختر ( آزیتا حاجیان ) که به شکل جالب و مشهودی شبیه به جولیتا ماسینا ( همسر فلینی ) چهره پردازی شده نیز بیش از هر چیز نشان از علاقه و توجه کارگردان به فیلم "جاده" دارد.
هرچند فیلم "دیوار" با نگاهی اولیه و الهام از فیلم "جاده" اثر فدریکو فلینی ساخته شده اما نگاه و پرداختی هنرمندانه و دقیق به مسائل اجتماعی در ارتباط با تبعیض جنسیتی دارد که از لحاظ گوناگون قابل توجه است. رویکرد موشکافانه فیلم در پرداختن به "تعصبات عشیره ای" حتی از جانب انسان شهرنشین امروز بر علیه پیشرفت معقول زنان نشانگر ریشه دار بودن نابرابری ها و "تعصبات قبیله ای" در اعماق فکر و اندیشه انسان در ایران امروز است. از سوی دیگر نه تنها فعالیت های اجتماعی و پیشرفت دختری نوجوان در این فیلم از سوی خانواده و نزدیکان او دچار محدودیت شده بلکه پیشرفت بیش از اندازه او در سرگرم نمودن جوانان و جمع شدن تعداد زیادی از پسران و دختران برای مشاهده حرکات نمایشی او با موتور ظاهرا" موجب نگرانی ساختار قدرت اجتماعی و نهادهای مدنی را نیز فراهم می آورد. بنابراین مشاهده می کنیم که با ادامه فعالیت این مرکز تفریحی مخالفت به عمل می آید. در نتیجه به عنوان مثال "مطبوعات" که تابع و دنباله ای از ساختارهای قدرت هستند از حمایت جوان برای هرچه بهتر مطرح شدن کارش دست بر می دارند ! خانواده دختر جوان و مشخصا برادر او نیز تا جائیکه فعالیت های دختر به ثمرات خوب و ملموسی نرسیده به بهانه "تعصب ناموسی" که در این فیلم مرز بسیار باریکی با "حسادت ورزی" دارد و جلوه بیرونی آن به شکل "تحکم برادر سالارانه" نمود می یابد با ادامه کار دختر آنهم در یک مرکز تفریحی به شدت مخالفت می کنند. اما با بهبود وضع اقتصادی خانواده از لحاظ اقتصادی رفته رفته از غلظت این تعصبات ناموسی نیز کاسته شده تا در نهایت با پیش آمدن مساله خارج رفتن آنها و دیدن تصاویری از آنسوی مرزها در تلوزیون تعصبات ناموسی به کلی رنگ می بازند. گویی شاید این تعصبات و حساسیت ها تنها در چارچوب مرزهای این کشور است که معنی پیدا می کند !
بدین ترتیب فیلم "دیوار" با پرداخت جامعه شناختی به پدیده ای این چنین می خواهد پیوندی منطقی میان مساله "تعصب" و "اقتصاد" بر قرار نماید که در یک نگاه کلی در ارتباط با مقوله "آزادی" محدود به جغرافیای کشورمان عمل می کند. همچنین از لحاظ ساختار و شیوه روایی فیلم "دیوار" با پرداختی ساده و به دور از تمام جلوه ها و فرم های زائد که امروزه در بسیاری از فیلم های ایرانی حتی بدون دلیل به کار گرفته می شوند به داستانگویی سرراست خود می پردازد تا در نهایت روایت را نیز با همان یکدستی به پایان برساند.
